تبليغاتX
زندگي از دريچه چشم‌هاي من

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 21:58  توسط زينب روستايي  | 


هیچ کس نمی داند

.

.

.

و تمام روز آینه ها را دنبال لبان کودکی ات می گردی

و زل می زنی به چروک تازه ای

که زاویه ی تازه ای از صورتت را کشف کرده است

زل می زنی

ساعت ها و ساعت ها

.

.

.

 

آی ساعت ها

ساعت ها

چگونه چمدان کهولتم را به فردا خواهید رساند؟

با عقربه هایی که همیشه روی حالا ایستاده اند

و چگونه با لبان کودکی ام نخندم

در آینه هایی که یقین دارند عقربه ها

تمام عمر بر عکس چرخیده اند......

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 0:42  توسط زينب روستايي  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1390ساعت 20:36  توسط زينب روستايي  | 



آخرین برگ سفر نامه ی باران,
این است:
که زمین چرکین است.......

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آبان 1390ساعت 1:9  توسط زينب روستايي  | 



به عنوان عکاس به هر محفلی که میرم,افراد حاضر در مجلس با هر تخصص و حرفه ایی که باشند,باز هم صحبت از دوربین که نقل نبات مجلسه....

دیروز در فضای پراسترس اتاق عمل,دکترا درباره ی مدل دوربین و مباحث عکاسی با من صحبت

 می کردند......

و این جالب ترین قسمت کار ما به عنوان یه عکاسه......

/گزارش تصويري/1

http://khouzestan.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=18740

/گزارش تصويري/2

http://khouzestan.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=18741

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مهر 1390ساعت 14:3  توسط زينب روستايي  | 



گلزار شهدای آبادان

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم مهر 1390ساعت 14:19  توسط زينب روستايي  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت 22:18  توسط زينب روستايي  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390ساعت 19:43  توسط زينب روستايي  | 



چیست معجزه بازی

که کودکان قایم می شوند

و پیداشان که می کنی,  بزرگ شده اند........

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مرداد 1390ساعت 18:28  توسط زينب روستايي  | 



حالا که رفته ای
بی دلیل در می زند
هیچ آمدنی گرمم نمی کند............

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت 0:26  توسط زينب روستايي  |